زندگینامه حضرت محمد رسول الله(ص)


منصب: آخرین پیامبر الهى، بنیان‏گذار حكومت اسلامى و نخستین معصوم در دین مبین اسلام.

تاریخ ولادت: روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل برابر با سال 570 میلادى (به روایت شیعه). بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته‏اند.

عام الفیل، همان سالى است كه ابرهه، با چندین هزار مرد جنگى از یمن به مكه یورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابیل مواجه شده، به هلاكت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت.

محل تولد: مكه معظمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: عبدالله بن عبدالمطلب (شیبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قریش) بن كنانة بن خزیمة بن مدركة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.

از پیامبر اسلام(ص) روایت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسید، همان جا نگاه دارید و از آن بالاتر نروید. اما در كتاب‏هاى تاریخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است كه فاصله بین عدنان تا حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن(ع) به هفت پشت مى‏رسد.

مادر: آمنه، دختر وهب بن عبد مناف.

این بانوى جلیل القدر، در طهارت و تقوا در میان بانوان قریشى، كم‏نظیر و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روایتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏اش، ام ایمن جهت دیدار با اقوام خویش عازم یثرب (مدینه) شده بود، در مكانى به نام «ابواء» بدرود حیات گفت و در همان جا مدفون گشت.

و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روایتى هفت ماه) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثویبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شیر دهد و از او نگه‏دارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حلیمه، دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار كرد. حلیمه گرچه دایه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد.

مدت رسالت و زمامدارى: از 27 رجب سال چهلم عام الفیل (610 میلادى)، كه در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال یازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏دار امر رسالت و نبوت بود. آن حضرت علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدینه طیبه بر عهده داشت.

تاریخ و سبب رحلت: دوشنبه 28 صفر، بنا به روایت بیشتر علماى شیعه و دوازدهم ربیع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال یازدهم هجرى، در سن 63 سالگى، در مدینه بر اثر زهرى كه زنى یهودى به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود. معروف است كه پیامبر اسلام(ص) در بیمارىِ وفاتش مى‏فرمود: این بیمارى از آثار غذاى مسمومى است كه آن زن یهودى پس از فتح خیبر براى من آورده بود.

محل دفن: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى) در همان خانه‏اى كه وفات یافته بود. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد.



اصحاب و یاران:

پیامبر اسلام(ص) چه در مكّه معظمه و چه در مدینه، داراى اصحاب و یاران باوفایى بود كه برخى از آنان پیش از آن حضرت و برخى دیگر پس از ایشان از دنیا رفتند و تعداد آنان به هزاران نفر مى‏رسد. در این جا به نام برخى از صحابه مشهور آن حضرت اشاره مى‏شود:

1. على بن ابى‏طالب(ع).
2. ابوطالب بن عبد المطلب.
3. حمزة بن عبدالمطلب.
4. جعفربن ابى‏طالب.
5. عباس بن عبدالمطلب.
6. عبداللّه بن عباس.
7. فضل بن عباس.
8. معاذبن جبل.
9. سلمان فارسى.
10. ابوذر غفارى (جندب بن جناده).
11. مقداد بن اسود.
12. بلال حبشى.
13. مصعب بن عمیر.
14. زبیر بن عوام.
15. سعد بن ابى وقاص.
16. ابو دجانه.
17. سهل بن حنیف.
18. سعد بن معاذ.

19. سعد بن عباده.
20. محمد بن مسلمه.
21. زید بن ارقم.
22. ابو ایوب انصارى.
23. جابر بن عبدالله انصارى.
24. حذیفة بن یمان عنسى.
25. خالد بن سعید اموى.
26. خزیمة بن ثابت انصارى.
27. زید بن حارثه.
28. عبدالله بن مسعود.
29. عمار بن یاسر.
30. قیس بن عاصم.
31. مالك بن نویره.
32. ابوبكر بن ابى قحافه.
33. عثمان بن عفان.
34. عبدالله بن رواحه.
35. عمر بن خطّاب.
36. طلحة بن عبیدالله.

37. عثمان بن مظعون.
38. ابو موسى اشعرى.
39. عاصم بن ثابت.
40. عبدالرحمن بن عوف.
41. ابوعبیده جراح.
42. ابو سلمه.
43. ارقم بن ابى ارقم.
44. قدامة بن مظعون.
45. عبدالله بن مظعون.
46. عبیدة بن حارث.
47. سعید بن زید.
48. خَبّاب بن اَرَت.
49. بریده اسلمى.
50. عثمان بن حنیف.
51. ابو هیثم تیهان.
52. ابىّ بن كعب.

زمامداران معاصر:

پیامبر اكرم(ص) در عصرى زندگى مى‏كرد كه منطقه حجاز به دلیل عدم حاصل‏خیزى و بیابانى بودن زمین و عدم رواج مدنیّت در بین مردم، از چشم‏طمع حكومت‏ها دور مانده و به آن رغبتى نشان نمى‏دادند. به همین دلیل، در آن سرزمین، حكومت مركزى و مستقلى وجود نداشت و دایره حكومتى، منحصر در قبیله و طایفه بود و نظام ملوك الطوایفى در آن مناطق حكم‏فرما بود، تا این كه پیامبر اكرم(ص) به پیامبرى برانگیخته شد و از مكه به مدینه مهاجرت نمود و پایه‏هاى یك حكومت جهانى را در این شهر بنا نهاد؛ اما در اطراف حجاز حكومت‏هاى مستقل و نیمه‏مستقلى وجود داشت و حاكمانى از سلسله‏ها و تیره‏هاى مختلف حكومت مى‏كردند. این حكومت‏ها عبارت بودند از: ایران، روم شرقى، حبشه، یمن، حیره، غسّان، یمامه و مصر.

همه حكومت‏هاى اطراف حجاز، تحت نفوذ سه دولت مركزى، یعنى امپراتورى بزرگ ایران، امپراتورى عظیم روم شرقى و حبشه بودند. تعداد زمامداران این كشورها، كه معاصر با پیامبر اكرم(ص) (632-570 م.) بودند، زیاد است. در این جا تنها نام زمامدارانى را كه با پیامبر اسلام(ص) رابطه داشته و یا پیامبر(ص) آنان را به دین مبین اسلام دعوت كرده بود، ذكر مى‏كنیم:
1. هرقل (هراكلیوس) قیصر روم شرقى (641-610 م.).
2. خسرو پرویز، پادشاه ساسانى ایران. (628-590 م.).
3.باذان بن ساسان، زمامدار یمن و دست نشانده امپراتورى ایران (متوفاى سال 10ق.).
4. مقوقس، حاكم مصر و دست نشانده امپراتورى روم.
5. نجاشى، پادشاه حبشه.
6. حارث بن ابى شمر، حاكم غسّان و دست نشانده امپراتورى روم.
7. هوذة بن على حنفى، حاكم یمامه و دست نشانده امپراتورى روم (متوفاى سال 8ق.).
8. نعمان بن منذر، حاكم حیره و دست نشانده امپراتورى ایران (602-580م.).

از میان سلاطین و حاكمان فوق، تنها نجاشى، پادشاه حبشه و باذان، حاكم یمن رابطه حسنه با پیامبر اسلام(ص) داشته و از دعوت آن حضرت استقبال كردند و دینش را پذیرفتند. نجاشى با پذیرفتن دو گروه مهاجر مسلمان و پناه دادن آنها در حبشه، و باذان با قطع وابستگى به امپراتورى ایران و جنگیدن با دشمنان اسلام، در سرزمین یمن، خدمت‏هایى به حضرت محمّد(ص) انجام دادند؛ اما زمامداران دیگر یا با پیامبر اكرم(ص) از در دشمنى و جنگ وارد شدند و یا سیاست بى‏طرفانه‏اى را درپیش گرفتند. البته پس از رحلت نبى گرامى اسلام(ص) همه آنان به دست تواناى مسلمانان و زمامداران اسلامى به سزاى اعمالشان رسیدند.

رویدادهاى مهم:

1. وفات عبدالله بن عبدالمطلب، پدر حضرت محمد(ص)، در یثرب دو ماه پیش از تولد آن حضرت، در هنگام بازگشت از سفر بازرگانى شام.

2. تولد حضرت محمد(ص) در هفدهم (و به روایت اهل سنت در دوازدهم) ربیع‏الاول عام‏الفیل، مطابق با سال 570 میلادى در مكه معظّمه، و تكفّل آن حضرت از سوى جدّش، عبدالمطلب.

3. نامگذارى نوزاد قریش توسط مادرش آمنه، به «احمد» و سپس توسط جدّش، عبدالمطلب به «محمد».

4. شیر خوردن نوزاد عبدالله، از مادرش آمنه، به مدت سه روز و از ثویبه (كنیز ابولهب) به مدت چهار ماه، و شیر دادن حلیمه سعدیه به ایشان و نگهدارى از آن حضرت، در میان قبیله بنى سعد، به مدت پنج سال.

5. وفات آمنه بنت وهب، مادر حضرت محمد(ص) در بازگشت از مدینه به مكّه، در محلّى به نام «أبواء»، در سن شش سالگىِ حضرت محمد(ص).

6. وفات عبدالمطلب، سرپرست و جدّ حضرت محمد(ص) در مكه، در سن هشت سالگىِ حضرت محمد(ص).

7. واگذارىِ سرپرستى حضرت محمد(ص) به عمویش، ابوطالب از سوى عبدالمطلب.

8. شفیع شدن حضرت محمد(ص) براى طلب باران در ایام قحطى و خشك‏سالىِ مكه توسط عمویش ابوطالب.

9. همراهى حضرت محمد(ص) در سن دوازده سالگى با عمویش، در سفر بازرگانى شام.

10. پیشگویى «بحیرا»، راهب سرزمین بُصرى‏، از پیامبرى حضرت محمد(ص)، در سفر بازرگانىِ آن حضرت به شام، و سفارش به عمویش، ابوطالب در نگه‏دارى او از دشمنى‏هاى یهود.

11. همراهىِ حضرت محمد(ص)، در سن پانزده سالگى با عمویش، ابوطالب، در نبرد قریش با قبیله هوازن (جنگ فجّار).

12. شركت حضرت محمد(ص)، در سن بیست سالگى، در پیمان دفاع از حقوق مظلومان (معروف به حلف الفضول) و تأیید آن پس از بعثت.

13. سفر بازرگانىِ حضرت محمد(ص) به شام از سوى خدیجه بنت خویلد (زن سرمایه‏دار مكّه).

14. ازدواج حضرت محمد(ص) در سن 25 سالگى با خدیجه بنت خویلد، در مكه.

15. پذیرش حَكَمیت حضرت محمد(ص)، در سن 35 سالگى از سوى سران قبیله‏ها و رفع اختلاف آنها در نصب حجرالأسود، در دیواره خانه خدا (كعبه).

16. درخواست حضرت محمد(ص) از عمویش، ابوطالب، براى كفالت و سرپرستىِ فرزند هشت ساله‏اش، على(ع)، و پذیرفتن ابوطالب در فرستادن فرزندش على(ع) به خانه حضرت محمد(ص) و خدیجه (س).

17. تردد حضرت محمد(ص) به غارى در كوه «حرا»، در حوالى مكه، براى تفكر و نیایش.

18. برانگیخته شدن حضرت محمد(ص) به پیامبرى اسلام، در سن چهل سالگى، در تاریخ 27 رجب (و به روایت اهل سنت، در ماه رمضان) از سوى پروردگار جهان و نزول وحى و آیات قرآن مجید بر ایشان.

19. ایمان همزمانِ خدیجه كبرى و حضرت على(ع) به حضرت محمد(ص)، در نخستین روزهاى بعثت.

20. اقتداى خدیجه كبرى و حضرت على(ع) به پیامبر(ص)، در نمازهاى یومیه، در كنار خانه خدا و شگفتى قریش از عمل آنان.

21. مأموریت پیامبر(ص) از جانب خداوند منان، براى دعوت اقوام خویش (بنى‏هاشم) به پذیرش اسلام، و عدم اعتناى آنان، غیر از على بن ابى‏طالب(ع) به خواسته‏هاى پیامبر(ص).

22. معرفى حضرت على(ع) به جانشینىِ خویش توسط پیامبر(ص) در جریان دعوت بنى هاشم به دین اسلام.

23. دعوت‏هاى پنهانى و تربیت افراد، توسط پیامبر اسلام(ص) در سه سال اوّل بعثت.

24. پذیرش دین اسلام، در سه سال اول بعثت از سوى افراد ذیل:

الف) مردان: على بن ابى‏طالب، جعفر بن ابى‏طالب، زید بن حارثه، زبیر بن عوام، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابى وقاص، طلحة بن عبیدالله، ابو عبیده جراح، ابوسلمه، ارقم بن ابى ارقم، قدامة بن مظعون، عبدالله بن مظعون، عبیدة بن حارث، سعیدبن زید، خبّاب بن ارت، ابوبكر بن ابى قحافه، عثمان بن عفان، عمّار بن یاسر، صهیب بن سنان، ابوذر غفارى، یاسر (پدر عمّار)، عبدالله بن مسعود، بلال بن ریاح حبشى و... .

ب) زنان: خدیجه بنت خویلد، فاطمه بنت اسد، سمیّه مادر عمّار، امّ الفضل بنت حارث (همسر عباس) و... .

25. دعوت عمومى و علنى مردم مكه به پذیرش دین اسلام توسط حضرت محمد(ص) پس از گذشت سه سال از آغاز بعثت.

26. اعتراض مكرر سران قریش به ابوطالب و شِكوه از عملكردهاى او در پشتیبانى از حضرت محمد(ص).

27. اذیت و آزار سران قریش به پیامبر(ص) براى دست كشیدن از عقاید اسلامى.

28. ایمان حمزة بن عبدالمطلب به دین برادرزاده‏اش، محمد(ص) و تأثیر ایمان او در تقویت اسلام و مسلمانان.

29. تشدید شكنجه و آزار تازه مسلمانان توسط سران قریش و شهادت برخى از آنان (مانند پدر و مادر عمّار) در زیر شكنجه.

30. وعده تطمیع سران قریش به پیامبر اكرم(ص) در صورت انصراف از ادعاى نبوّت، و عدم اعتناى آن حضرت به خواسته‏هاى آنان.

31. مهاجرت گروهى از مسلمانان مكه به حبشه و پناه بردن به نجاشى، پادشاه این كشور، به دستور حضرت محمد(ص)، در رجب سال پنجم بعثت (هشت سال پیش از هجرت به مدینه).

32. پشتیبانى نجاشى، پادشاه حبشه از مسلمانان مهاجر و عدم پذیرش درخواست فرستادگان قریش، مبنى بر باز گرداندن مهاجران به مكه.

33. تولد حضرت فاطمه زهرا (س) در بیستم جمادى الاخر سال پنجم بعثت (و به روایتى سال دوم بعثت).

34. تحریم اقتصادى و قطع روابط اجتماعى قریش با حضرت محمد(ص) و یاران او در سال هفتم بعثت.

35. درخواست ابوطالب از عموم بنى هاشم و خویشاوندان حضرت محمد(ص)، براى اقامت گزیدن در درّه‏اى میان كوه‏هاى مكه (كه بعدها به شعب ابى‏طالب معروف شد) جهت پشتیبانى و حراست از حضرت محمد(ص)، در سال هفتم بعثت.

36. محاصره شدن بنى هاشم در شعب ابى طالب و دشوارى زندگى آنان در آن درّه خشك، به مدت سه سال (و به روایتى چهار سال).

37. خبر غیبى حضرت محمد(ص) مبنى بر از بین رفتن مندرجات پیمان نامه قریش به وسیله موریانه و آشكار شدن این أمر بر سران قریش.

38. اعلام برائت برخى از سران قریش از پیمان نامه ظالمانه و اظهار پشیمانى آنان از رفتارهاى نارواى خویش با حضرت محمد(ص) و بنى هاشم، در محاصره شعب ابى‏طالب و اصرار آنها در بازگرداندن بنى هاشم به مكه معظمه.

39. درگذشت ابوطالب، بزرگ حامى پیامبر اسلام(ص) و درگذشت خدیجه كبرى(س)، نخستین همسر پیامبر(ص)، در فاصله چند روز از یكدیگر، پس از بازگشت از شعب ابى طالب به مكه، در سال دهم بعثت و تأثّر شدید حضرت محمد(ص) در وفات آن دو.

40. سفر حضرت محمد(ص) به طائف، در سال یازدهم بعثت، و دعوت سران قبیله «ثقیف» به دین اسلام و عدم پذیرش آنان و آزار و شكنجه آنان به حضرت محمد(ص).

41. بازگشت حضرت محمد(ص) از طائف به مكه و درخواست ایشان از مطعم بن عدى (یكى از سران قریش) براى قبول پناهندگى و پشتیبانى از آن حضرت.

42. ازدواج حضرت محمد(ص) با سوده دختر زمعه، در مكه، پس از وفات خدیجه كبرى (س).

43. معراج پیامبر اسلام(ص) و سفر عرفانى ایشان از خانه خواهر رضاعى‏اش، ام‏هانى (دختر ابى طالب) به مسجد الاقصى، در بیت المقدس و از آن‏جا به عرش الهى و سدرة المنتهى.

44. دعوت پیامبر اكرم(ص) از زایران خانه خدا، در ایّام حج و آشنایى اسعد بن زراره (رئیس قبیله خزرج در یثرب) با آن حضرت و پذیرفتن دین اسلام در سال یازدهم بعثت.

45. عزیمت مصعب بن عمیر به یثرب به دستور پیامبراكرم(ص)، براى آشنایى مردم با دین اسلام.

46. ایمان آوردن دوازده نفر از زایران یثربىِ خانه خدا به پیامبر(ص) و پذیرفتن دین اسلام، در سال دوازدهم بعثت و انعقاد نخستین پیمان با رسول خدا(ص) (معروف به اوّلین پیمان عقبه).

47. بیعت و پیمان گروهى از اهالى یثرب (از قبیله خزرج و اوس) با پیامبراكرم(ص)، در موسم حج سال سیزدهم بعثت، در مكه (معروف به دومین پیمان عقبه).

48. عكس‏العمل سران قریش، به بیعت مسلمانان یثرب با پیامبر اسلام(ص) و سختگیرى آنان در آزار و شكنجه مسلمانان مكه.

49. مهاجرت انفرادى مسلمانان تحت فشار مكه به یثرب به دستور پیامبر اسلام(ص) و پشتیبانى مسلمانان یثرب از مهاجران، در اواخر سال سیزدهم و اوائل سال چهاردهم بعثت.

50. انجمن سران قریش، در «دارالنّدوه» و تصمیم آنان بر كشتن پیامبر اسلام(ص).

51. حمله پنهانى چهل نفر از طایفه‏ها و قبیله‏هاى مختلف مكه، به خانه پیامبر(ص) براى كشتن آن حضرت، در «لیلة المبیت» و مواجه شدن با على بن ابى‏طالب(ع) در بستر پیامبر(ص).

52. خروج پیامبر اكرم(ص) از خانه خویش و پناه گرفتن در غار ثور، در حوالى مكه، در «لیلة المبیت» و همراهى ابوبكر بن ابى قحافه با آن حضرت، در واپسین روزهاى ماه صفر سال چهاردهم بعثت.

53. آغاز هجرت تاریخ ساز پیامبر اسلام(ص) از غار ثور در مكه معظّمه، به سوى یثرب (كه از آن پس «مدینة الرسول» خوانده شد) در روز اوّل ربیع الاول سال چهاردهم بعثت و ورود به مدینه در دوازدهم همین ماه و استقبال اهالى این شهر از آن حضرت.

54. بناى مسجد النبى(ص)، در مدینه، به دست پیامبر اسلام(ص)، مهاجران و انصار، در نخستین روزهاى ورود آن حضرت به مدینه.

55. ایجاد پیمان برادرى بین مهاجران و انصار مدینه، به فرمان پیامبر اسلام(ص)، در ماه رمضان سال اوّل هجرى.

56. مانورهاى جنگى و تهدید خطوط بازرگانى قریش توسط سپاهیان اسلام، از هشتمین ماه سال اوّل تا رمضان سال دوم هجرى، به فرمان پیامبر اسلام(ص).

57. تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به مكه، در هفتمین ماه سال دوم هجرى.

58. وقوع جنگ بدر میان سپاهیان اسلام و سران قریش، در ماه رمضان سال دوم هجرى و پیروزى شكوهمند مسلمانان در این نبرد (با از دست دادن چهارده شهید و كشتن هفتاد نفر از مشركان و به اسارت گرفتن هفتاد نفر دیگر از آنان).

59. وفات رقیّه، دختر رسول خدا(ص) (همسر عثمان بن عفّان)، در مدینه، به سال دوم هجرى.

60. پیمان شكنى یهودیان طایفه قینقاع مدینه و وقوع جنگ میان آنان و سپاهیان اسلام، و تسلیم و تبعید شدن همگى آنان از مدینه به شام، در شوال سال دوم هجرى.

61. وقوع جنگ اُحد میان سپاهیان اسلام و مشركان قریش، در شوال سال سوم هجرى و پیروزى ابتدایى مسلمانان با دلاورى‏هاى حمزه، حضرت على(ع)، ابودجانه، زبیر و سایر صحابه پیامبر(ص)، وشكست نهایى سپاهیان اسلام با از دست دادن هفتاد كشته، از جمله حمزه سیدالشهداء، در این نبرد، به دلیل بى‏انظباطى نگهبانان شكاف میان كوه احد.

62. كشته شدن دو گروه تبلیغى اسلام (ده نفره و چهل نفره) به دست مشركان، در سرزمین رجیع و بئر معونه، در سال چهارم هجرى.

63. توطئه یهودیان بنى نضیر، علیه پیامبر اكرم(ص) و وقوع جنگ میان آنان و مسلمانان، و پیروزى سپاهیان اسلام در بیرون راندن یهودیان از مدینه، در سال چهارم هجرى.

64. همدستى یهودیان و بت پرستان حجاز در هجوم به مدینه و وقوع جنگ احزاب (خندق) میان مسلمانان و مهاجمان، در سال پنجم هجرى و دلاورى‏هاى حضرت على(ع) در این نبرد سرنوشت ساز.

65. خیانت یهودیان بنى قریظه به مسلمانان، در جنگ احزاب و كیفر سخت آنان به دست سپاهیان اسلام پس از نبرد احزاب.

66. وقوع غزوه بنى مصطلق، در سال ششم هجرى، و پیروزى درخشان مسلمانان در این نبرد.

67. آهنگ پیامبر اسلام و1520 نفر از مسلمانان، از مدینه به مكه، براى انجام عمره و جلوگیرى بت پرستان مكه از ورود آنان، در سال ششم هجرى.

68. انعقاد پیمان صلح حدیبیه، میان پیامبر اسلام(ص) و مشركان قریش، در سال ششم هجرى.

69. وقوع جنگ خیبر میان مسلمانان و یهودیان، در وادى خیبر، در 32 فرسخى شمال مدینه، و دلاورى‏هاى سپاه اسلام، از جمله امام على(ع) در این نبرد، به سال هفتم هجرى.

70. واگذارى باغ فدك، در سرزمین خیبر، توسط پیامبر اسلام(ص) به دخترش، فاطمه زهرا(س).

71. نامه پیامبر اسلام به پادشاهان ایران، روم، حبشه، مصر، یمامه، بحرین و حیره (اردن)، و دعوت آنان به دین اسلام، در سال هفتم هجرى.

72. سفر عبادى و زیارتى پیامبر اسلام(ص) و دو هزار مسلمان همراه وى از مدینه به مكه معظّمه، براى انجام مراسم عمره قضا، در ذى قعده سال هفتم هجرى (پس از گذشت یك سال از پیمان صلح حدیبیه).

73. وقوع جنگ موته در سر حدّات شام، میان سه هزار سپاهى اسلام و دویست هزار مرد جنگى روم (صد هزار نفر از عرب‏هاى تحت استیلاى روم و صد هزار نفر از سپاهیان رومى)، در سال هشتم هجرى، و به شهادت رسیدن تعداد زیادى از سپاهیان اسلام، از جمله جعفر بن ابى طالب، زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه، سه فرمانده منصوب پیامبر اسلام، و عقب نشینى بازماندگان به مدینه.

74. هم پیمانى دوازده هزار مرد جنگى در وادى یابس، براى كشتن پیامبر اسلام(ص) و كوبیدن مسلمانان مدینه، و وقوع جنگ میان آنان و سپاهیان اسلام به فرماندهى ابوبكر بن ابى قحافه در مرتبه اوّل، عمربن خطاب در مرتبه دوم، و عمروبن عاص در مرتبه سوّم و عقب نشینى مسلمانان در هر سه مرتبه از معركه جنگ، و اعطاى فرماندهى سپاه اسلام به امام على(ع) در مرتبه چهارم و پیروزى سپاهیان اسلام تحت فرماندهى امام على(ع) در این نبرد، كه به جنگ «ذات سلاسل» معروف شد، در سال هشتم هجرى.

75. نقض پیمان صلح حدیبیه توسط بت‏پرستان مكه، با غارت و كشتن قبیله خزاعه، از قبایل هم پیمان مسلمانان، در سال هشتم هجرى.

76.فتح مكه به فرمان پیامبر اسلام (ص)، در سیزدهم رمضان سال هشتم هجرى، و ورود پیروزمند پیامبر(ص) و مسلمانان به مكه معظمه، و عفو اهالى مكه از جانب آن حضرت.

77. هم پیمانى سى هزار مرد جنگى از قبایل هوازن، ثقیف و بنى سعد، در نبرد با پیامبر اسلام(ص) و وقوع جنگ خونین میان آنان و دوازده هزار مسلمان، در وادىِ «حُنین»، به سال هشتم هجرى، پس از واقعه فتح مكه.

78. تعقیب آتش‏افروزان جنگ حُنین و كیفر آنان به دست سپاهیان اسلام در طائف.

79. منصوب شدن عتاب بن اسید به فرماندارىِ مكه، و معاذ بن جبل، براى تعلیم قرآن و احكام اسلام به اهالى این شهر توسط پیامبر اسلام(ص)، در سال هشتم هجرى پس از فتح مكه.

80. وفات زینب بزرگ‏ترین دختر رسول خدا(ص) (زوجه ابوالعاص بن ربیع) پس از تحمّل رنج هجرت از مكه و بیمارى‏هاى طولانى در مدینه، در اواخر سال هشتم هجرى.

81. تولد ابراهیم، فرزند پیامبر اسلام(ص) از ماریه قبطیه (كنیزى كه مقوقس، فرمانرواى مصر به پیامبر اسلام هدیه كرده بود) در اواخر سال هشتم هجرى.

82. فرمان پیامبر اسلام(ص) مبنى بر گرفتن زكات از مسلمانان.

83. مأموریت على بن ابى طالب(ع) از سوى پیامبر اسلام(ص) با 150 مرد جنگى، در تخریب بت‏خانه و شكستن بت بزرگ قبیله «طىّ»، و پیروزى شكوهمند مسلمانان و شكست مسیحیان این قبیله، وفرار عدى بن حاتم (فرزند حاتم طایى) از معركه جنگ و پناه بردن به شام، در سال نهم هجرى، و بازگشت او پس از مدتى به مدینه، و مسلمان شدنش به دست پیامبر اسلام (ص).

84. حركت پیامبر اسلام (ص) و سى هزار مرد جنگى مسلمانان از حجاز به سوى تبوك، در مرز شام، براى مبارزه با سپاهیان روم شرقى، در شعبان سال نهم هجرى، و عدم وقوع درگیرى میان آنان.

85. دستور پیامبر اكرم (ص) به حضرت على (ع) در باقى ماندن در شهر مدینه، درایّام غیبت پیامبر (ص)، هنگام گسیل سپاه اسلام به سرزمین تبوك، جهت خنثى‏سازى توطئه‏هاى منافقان.

86. ایجاد بناى مسجد ضرار به دست منافقان مدینه، و دستور پیامبر اكرم (ص) مبنى بر تخریب آن مسجد و تبدیل آن به مركز زباله، پس از بازگشت از غزوه تبوك، در سال نهم هجرى.

87. مأموریت ابوبكر بن ابى قحافه توسط پیامبر اسلام (ص) براى ابلاغ سوره برائت به اهالى مكه و زایران خانه خدا، در ایّام حج، و سپس عزل او پیش از رسیدن به مكه توسط پیامبر (ص) و واگذارى این مأموریت به على بن ابى طالب (ع)، در ذى‏حجّه سال نهم هجرى.

88.پذیرش دین اسلام از سوى قبایل و طوایف مختلف عرب، از جمله سران قبیله ثقیف، بنى طىّ، بنى تمیم و بنى عامر، در سال نهم هجرى.

89. وفات ابراهیم، فرزند پیامبر اسلام (ص) در سن هیجده ماهگى، در سال دهم هجرى.

90. مباهله پیامبر اكرم (ص) به همراهى حضرت على (ع)، فاطمه زهرا (س)، امام حسن مجتبى (ع) و امام حسین (ع) با نصاراى «نجران»، و انصراف هیأت نمایندگىِ نجران از ادامه مباهله با خاندان نبوت، در سال دهم هجرى.

91. مأموریت یافتن حضرت على (ع) از سوى پیامبر اسلام (ص) براى دعوت اهالى یمن به اسلام و داورى در بین آنان و جمع‏آورىِ جزیه از اهالى مسیحى نجران، در سال دهم هجرى.

92. آخرین سفر زیارتى و عبادى پیامبراسلام (ص) به مكه معظمه، در سال دهم هجرى (معروف به حجّة الوداع).

93. پیوستن حضرت على (ع) به پیامبر اسلام (ص) در مراسم حج، در بازگشت از مأموریت یمن.

94. منصوب شدن حضرت على (ع) به ولایت و جانشینى پیامبر اسلام (ص) در 18 ذى‏حجّه سال دهم هجرى، در سرزمین «غدیر» (بین راه مكه و مدینه)، پس از بازگشت از سفر حجّة الوداع.

95. ادعاى دروغین نبوت از سوى مسیلمه كذّاب و اسود بن كعب عنسى، در یمامه و یمن، در اواخر سال دهم هجرى.

96. تجهیز سپاهى متشكل از مهاجران و انصار به فرماندهى اسامة بن زید، براى نبرد با سپاهیان روم، توسط پیامبر اسلام (ص) در اوائل سال یازدهم هجرى.

97. بیمارى پیامبراسلام(ص) در اوائل سال یازدهم هجرى و تأكید و اصرار آن حضرت بر حضور همگان در سپاه اسامه، براى مبارزه با رومیان.

98. رحلت جانسوز پیامبر اسلام (ص) در 28 صفر (و به روایت اهل سنت در 12 ربیع الاول) سال یازدهم هجرى، (632 م.) در مدینه، و سوگوارى بى سابقه مسلمانان.

99. غسل، كفن و دفن پیكر مطهر پیامبر اسلام (ص) در خانه‏اش پس از یك روز به دست امام على (ع) و با كمك عباس و فرزندش، فضل.

100. اندوه شدید فاطمه زهرا(س)، تنها فرزند بازمانده از پیامبر اكرم (ص) در رحلت جانسوز پدر.

101. اجتماع سران انصار و مهاجر در سقیفه بنى ساعده، و انتخاب ابوبكر بن ابى‏قحافه به جانشینى پیامبر اسلام (ص)، على رغم سفارش رسول خدا (ص) درباره جانشینى حضرت على (ع).





ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic