وهابیت اژدهایی در آستین اسلام

 در عربستان و خارج ازآن ,بر علیه تشیّع، انقلاب اسلامی، رهبری و مردم ایران با به كارگیری جدیدترین فناوری تبلیغاتی و همچنین تربیت مبلّغان وهّابی و تأمین هزینه های مالی آن ها، ساختن مساجد متعدّد در سراسر جهان، كمك های بلا عوض و سرمایه گذاری های كلان در راه نشر و گسترش اسلام سعودی، ...

در این مقاله، به ساختار مذهبی، فرهنگی و سیاسی كشور عربستان سعودی و عملكرد آن در دوره های اخیر، پس از استقرار قدرت آل سعود و وهّابیان اشاره می شود... . مقدّمه به طور قطع، می توان گفت: در دنیای كنونی، غیر از كشور ایران، هیچ دولتِ اسلامی كه قانون و مقرّرات حاكم بر آن كشور، برخاسته از قرآن و سنّت صحیح (متجلّی در تشیّع اثنا عشری) باشد، وجود ندارد. در این میان، كشور عربستان به جهت قداستی كه حرمین شریفین به آن بخشیده و در نگاه مسلمانان جهان به عنوان مهبط وحی و كانون نزول قرآن و سرزمین پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) در دوره 23 ساله شناخته شده جایگاه ویژه ای دارد. این كشور از گذشته ای نسبتاً دور، تحت حاكمیت تركان عثمانی قرار داشته و پس از جنگ جهانی اول و دوم با تلاش حاكمان محلّی و با حمایت بریتانیا و امریكا خاندان آل سعود بر سر كار آمدند و تاكنون بر این سرزمین شریف حكم رانی می كنند و در پرتو حكومت این خاندان است كه مذهب وهابیّت در این كشور رواج یافته است. در رأس برنامه های فكری وهّابیان مبارزه با افكار و اندیشه های ناب تشیّعِ دوازده امامی قرار دارد كه كانون آن، كشور ایران با سرمایه عظیم و گران سنگ حوزه های علمیه و مراجع و علمای بزرگ است. یكی از ابزارهای مهم حاكمان عربستان سلاح نفت و ثروت حاصل از فروش آن به سراسر جهان و سعی و تلاش زیاد مبنی بر معرفی اسلامِ سلف صالح به مسلمانان كشورهای اسلامی در آسیا، افریقا، اروپا و امریكا می باشد كه این مسأله پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گسترش زیادتری پیدا كرد. چاپ كتاب های پیشوایان سلفیه و وهّابی مانند ابن تیمیه، ابن قیّم، محمدبن عبدالوهّاب و خاندان او و صدها كتاب1 و مجله دیگر در عربستان و خارج از آن، بر علیه تشیّع، انقلاب اسلامی، رهبری و مردم ایران با به كارگیری جدیدترین فناوری تبلیغاتی و همچنین تربیت مبلّغان وهّابی و تأمین هزینه های مالی آن ها، ساختن مساجد متعدّد در سراسر جهان، كمك های بلا عوض و سرمایه گذاری های كلان در راه نشر و گسترش اسلام سعودی، گوشه ای از فعالیت های حاكمان وهابی به شمار می آید. البته وهّابیت در زمان حاضر، دیگر آن وهّابیت خشن اولیه در دهه های نخستین قرن بیستم (1913 م) نیست كه در راه استقرار حاكمیت خود، با كمك اربابان قدرتمند مانند انگلستان، هرگونه صدای مخالف مانند آل رشید در كویت (مورد حمایت عثمانیان) و شرفای مكّه را سركوب نمود، بلكه وهّابیت كنونی حاكمیتی به ظاهر مهربان با مردم و متمایل به دست رسی به آخرین پیشرفت های علمی و صنعتی جهان و مظاهر نوین تمدن و رفاه می باشد كه البته این ها همه از قدرت نفت و ثروت فراوان كشور عربستان می باشد كه بنا به اعتراف كشورهای صنعتی دنیا، بر بیش ترین و بزرگ ترین انبارهای نفت جهان (41) تسلط دارد.2 در مركزیت وهّابیان عربستان، پادشاه (مَلِك) حاكم مطلق است و هیچ كس حق عزل او را ندارد و تاكنون كه بیش از هفتاد سال از تأسیس حكومت آل سعود می گذرد، هیچ گونه قانون مدوّنی كه در برابر اراده و خواست پادشاه قرار داشته باشد، وجود ندارد. امروزه منافع مردم عربستان با خاندان سعودی گره خورده است. از این رو، حفظ آل سعود و تسلّط آنان بر امور كشور و شؤون مملكتی با هر قیمت، در درجه اول اهمیت قرار دارد. جمعیت خاندان آل سعود، كه بیش از چهار هزار نفر می باشند، عمده مشاغل و پست های كلیدی را در سراسر كشور وسیع و پهناور عربستان در دست دارند.





وهابیت ضلع سوم مثلث جنگ

اگر صهیونیسم را منشا فكری و سیاسی تاثیر گذار در معادلات بین المللی به عنوان "راس یك مثلث" فرض كنیم، و ازطرفی امریكا و سرسپردگی نئومحافظه كارانش به منافع و سیاستهای صهیونیزم را دركنار تعلقات خاص سران كشورهای غربی به اسرائیل ظلع دیگر آن درنظر بگیریم، آنچه باعث تكمیل "ضلع سوم" این مثلث شده است، نقش و عمل سران و حاكمان وهابی برخی كشورهای عربی، بویژه عربستان سعودی از سیاستهای آنها برای تحقق اهداف شان است.
فاش شدن نقش راهبردی امریكا در استفاده از افكارافراطی وهابیون برای ایجاد گروه تروریستی القاعده در سال 1988 ، نشان داد كه پایه های اعتقادی تندروهای به ظاهر اسلامی كه منشا سیاسی- فكری شان در چارچوب حكومت های عربی چون عربستان تعریف میشود، در مبارزه با ظلم وكفر، تا چه اندازه غیرواقع و بی ارزش است. اگرچه حملات تروریستی 11 سپتامبرظاهرا علیه امریكا رخ داد، ولی درعمل درراستای منافع آنها، مثل زمینه سازی لشگركشی آن كشوربه خاورمیانه و اشغال دو كشور افغانستان وعراق بود، كه اگر اینها را دركنار ارتباط تنگاتنگ سران وهابی حكومت سعودی و برخی دیگر كشورهای عربی با سردمداران كاخ سفید قرار دهیم، با یك پیوند عمیق فكری- سیاسی بین "وهابیون" و "نومحافظه كاران" امریكائی مواجه می شویم.
"نومحافظه كاران" موتور محركه جنگ
سالهاست كنترل دولت جمهوری خواه بوش تحت سیطره افكارمسیحیان راست گرائیست كه با دیكته كردن نظرات شان به این دولت،سعی درتحقق اهداف ایدئولوژیك خود دارند.آنها بر این باورند كه اسرائیل همان سرزمین موعودی است كه خداوند آنرا در سرزمین فلسطین به یهودیان وعده داد و لذا معتقدند مسیح(ع) فقط در صورتی ظهورخواهد كرد كه تمامی یهودیان در فلسطین گردهم آیند و نبرد«آرماگدون» اتفاق بیافتد كه طی آن تمامی نیروهای شرارت را ازمیان خواهد رفت و جالب اینجاست كه آنها مسلمانان را همان نیروهای شرارت می خوانند و مسائلی را كه امروز در فلسطین اشغالی،افغانستان،عراق،لبنان وخاورمیانه درحال وقوع است را مقدمه ای برای وقوع موعود خود می پندارند.به همین خاطر"نئومحافظه كاران"یا همان مسیحیان صهیونیست، دو دوره انتخابات ریاست جمهوری اخیرشان كه طی آن بوش به قدرت رسید را گامی به سوی بازگشت به خدا بیان می دارند!
صهیونیسم، راس مثلث
امروز صهیونیسم بر سه پایه : "ثروت"،"مذهب"و"قدرت" قراردارد وبا این ابزارها سعی درپیشبرد اهداف كلان خود در جهان دارد.دارابودن كارتلهای بزرگ نفتی و اقتصادی،در اختیار داشتن نبض فكری و سیاسی رسانه های بزرگی چون سی ان ان، فاكس نیوز،بی بی سی و...،اداره بنیادهای علمی و فرهنگی در كشورهای مختلف جهان،و بسیاری از موارد دیگر،همه نشان از"امپراتوری پنهان صهیونیزم" در جهان دارد.آنها با در اختیارداشتن ثروت، قادر به نفوذ هرحاكمیت غیرمردمی درجهان(مثل حكومت وهابیون) و رسیدن به قدرت پنهان و آشكار مورد نظر خود در بین آنها دارند.
ازطرفی صهیونیست ها قدرتی بلامنازع در هیات حاكمه ابرقدرتی چون امریكا دارند و بطورمثال می توان به 12 نفر مشاوران ارشد یهودی بوش اشاره كرد كه زمانی روزنامه كریستین ساینس مانیتوربطور اتفاقی پرده از آن برداشت و این 12 نفر را "معماران امپراتوری" نام نهاد كه شكل دهنده و تصمیم ساز پشت پرده سیاستهای دولت امریكا هستند و هركدام دارای جایگاه استراتژیك خاص درحكومت ایالات متحده هستند.
ازسوی دیگر صهیونیزم با استفاده ازنفوذ امریكا درغرب و یا پشتوانه مالی خود درحمایت از حركتهای سیاسی سران كشورهای غربی، به نوعی هدایت سیاستهای كشورهای قدرتمند غربی رانیزبه سود خود در اختیار دارد و لذا شاهدیم كه هیچ كدام از سران غربی كه داعیه دموكراسی دارند،كوچكترین مخالفتی را با سیاستهای صهیونیسم برنمی تابند و بطور نمونه می توان به عدم اجازه تحقیق در مورد هولوكاست درغرب بویژه كشوری چون فرانسه اشاره كرد كه همه اینها بیانگرهمراستائی آنها با صهیونیسم دارد.
"وهابیت" ضلع سوم مثلث شوم
اما آنچه در این بحث حائز اهمیت است ارتباطات پیدا وپنهانی است كه ...



مبانى اندیشه الحادی وهابیت

وهابیت
مقدمه

افکار و اندیشه فرقه وهابیت بر اساس مطالب قبلی که ارائه گردید برگرفته از آرا و اندیشه های ابن تیمیه می باشد که در قرن هفتم مطرح شد. بنا بر این به منظور شناخت این فرقه انحرافی ضروری است  با افکار و عقائد ابن تیمیه آشنا شویم.

مبانی فکری ابن تیمیه

مبانى فكرى ابن تیمیه را در چهار بخش می توان خلاصه كرد:

1 - حمل صفات خبرى بر معانى لغوى

در اصطلاح علم كلام، بخشى از صفات خدا را، صفات خبرى مى‏نامند، صفاتى كه قرآن و حدیث از آن خبر داده و خرد آن را درك نكرده است، مانند «وجه‏» ،«ید»،«استواء بر عرش‏»و نظائر آنها كه قسمتى از آنها در قرآن، و برخى دیگر در حدیث نبوى وارد شده است.

شكى نیست كه معانى لغوى این صفات، ملازم با جسمانى بودن خداست زیرا«وجه‏» به معنى‏«صورت‏» و «ید» به معنى دست و «استواء»به معنى استقرار و یا جلوس، از شؤون موجودات امكانى است، و خداى واجب الوجود، منزه از چنین معانى، می باشد، ولى متاسفانه شیخ الاسلام قرن هفتم، اصرار مى‏ورزد كه آنچه در این باره وارد شده، بر همان معانى لغوى و متداول عرفى باید حمل گردد و كسانى را كه این نوع از صفات را به كمك قرائن موجود در آیات و روایات بر معانى مجازى و كنائى حمل مى‏كنند، «مؤوله‏» نامیده و به باد انتقاد مى‏گیرد، و به این نیز اكتفاء نمی كند و می گوید:همه صحابه و تابعان نیز بر این عقیده بوده‏اند .

بخش دوم تفكر ات الحادی اوعادى جلوه دادن مقامات پیامبران و اولیاى الهى است و اینكه آنان پس از مرگ كوچكترین تفاوتى با افراد عادى ندارند





زمینه های فکری وهابیت

ابوالحسن علی ابن اسماعیل اشعری

تامل و اندیشه در آراء و عقاید وهابیان این موضوع را روشن می سازد که قرنها قبل از محمد ابن عبد الوهاب یعنی در دوران سلفیون ، ( گروهی که در قرن چهارم با تکیه بر افکار احمد ابن حنبل ظهور و بروز پیدا کرد) زمینه های این کج اندیشی وجود داشت.

معلمان فکری وهابیت

اعتقادات این مسلک ریشه در مبانی فکری اشعریون و سلفیون دارد که به اختصار به آن می پردازیم :

«ابوالحسن علی ابن اسماعیل اشعری» (260-324 ه ق) بنیانگذار فرقه کلامی اشاعره می باشد که با احمد ابن حنبل در یک زمان می زیست ، در دوران جوانی به اندیشه های معتزلی دلبستگی زیادی داشت و اصول و اعتقادات اعتزال را نزد معروف ترین استاد معتزلی زمان خود «ابو علی جبایی» فرا گرفت  و تاسن چهل سالگی از مدافعان سرسخت این فرقه بود ، وی به تدریج در بسیاری از اعتقادات تحت تاثیر اهل حدیث قرار گرفت و از جمله موضوعاتی که در آن با اهل حدیث هم عقیده شد ، نفی تاویل در آیات متشابه وحمل ظاهری آیاتی است که به صفات ظاهری خداوند می پردازد . وی در کتاب خود به نام «مقالات الاشعریه» دیدگاه اهل حدیث را این گونه تبیین می کند :

«پاره ای از عقاید اهل حدیث را بازگو می کنم ، ... همانا خداوند بر عرش خود استقرار دارد چنانکه خداوند سبحان می فرماید: «الرحمن علی العرش استوی» و برای او دست است ، چنانکه فرمود«خلقت بیدی»... . 1

احمدبن حنبل بیش از صد و پنجاه سال پیشوای عقاید سنتی - سلفی بود، اما «به طوركلی قشری بودن ، متابعت از ظاهر كلام ، جمود افكار، تعصب مفرط حنبلیان، دورافتادگی مكتب فقهی ایشان از واقعیت زنده تاریخی و مهجوری از هر آنچه در اجتماع و زندگی روزمره تازه بود ، در مجموع ، منجر به سقوط و انحطاط این مذهب و كم بودن طرفداران این فرقه شد

وی در اعتقادات خویش رویت خدا را ممکن می داند اما رویت را مستلزم شباهت خلق به خدا نمی داند. برخی از محققان معتقدند که ابوالحسن اشعری می گوید:

«خداوند دیده می شود اما دیده شدن خداوند مانند دیده شدن سایر اجسام نیست»2 





برداشت وهابیت از توحید

وهابیت

طبق اعتقاد هر مسلمانی، اصلی ترین رکن اعتقادی اسلام که جدا کننده ی بین مسلمانان و غیر مسلمانان است، توحید خداوند تبارک و تعالی می باشد،  که هر چه افراد در این اعتقادات کاملتر شوند، بیشتر به معرفت و رضایت و رضوان الهی دست یافته و کمالات معنوی و روحی و نفسانی و انسانی و اخلاقی آنان فزونتر می گردد.

 

در میان اهل سنت نیز پیرامون توحید كتاب‌های بسیاری نوشته شده است. كتاب توحید فخر الدین رازی، كتاب توحید زمخشری  از جمله این کتب می باشد. همچنین تفاسیر علمای پیشین حتی تفسیر قرطبی و تفاسیر علمای كلامی از جمله تفسیر محمد غزالی طوسی، همه در مورد توحید سخن گفته‌اند،با این همه جریان وهابیت معتقد است که همه مسلمین در شناخت توحید مسیر غلط را پیموده اند و به همین دلیل به تکفیر مسلمانان پرداختند.

 

مهم ترین اندیشه وهابیت

 در متون وهابی ها هیچ واژهای به اندازه «توحید» و «شرک» به کار نرفته است؛لذا مهم‌ترین پایه اندیشه وهابیون را باید در ذیل این دو واژه بررسی کرد. از دیدگاه محمد بن عبدالوهاب و پیروان او، توحید بر دو بخش است: توحیدربوبیّت و توحیدالوهیّت.منظور اینان از توحید ربوبیّت؛ اعتقاد به یکتایی خداوند در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان است.و منظورشان از توحید الوهیّت، چیزی است که آن را توحید در عبادت معرفی می‌نمایند. از نگاه وهابیان، توحیدی که در برابر شرک قرار می‌گیردترکیبی از هر دو بخش است. بنابراین، امکان دارد کسی به یگانگی خداوندمتعال در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان معتقد باشد، اما کاملاً «مشرک»باشد! بدین معنا که غیر خداوند یکتا را مورد «عبادت» قرار دهد.

بسیاری ازاندیشمندان شیعه و سنی، وهابیان را به «خوارج» تشبیه، ودیدگاههای اینان را به تفصیل با یدگاههای آنان مقایسه و تطبیق دادهاند.





تاریخچه وهابیت

مقدمه

وهابیت

بیش از سیصد سال است که جامعه بزرگ اسلامی از پدیده ای به نام وهابیت رنج می برد که پیامدهای جبران ناپذیر و زیان بار این گروه سالهاست که جهان اسلام را مورد تهدید قرار داده است. اندیشه های مخرب و بدعت گذار وهابی براساس اعتقادات موجود در فقه حنبلی در قرن چهارم پایه گذاری شد که با حلول تعاریف سلفی در قرن هشتم احیا گردید و در قرن دوازدهم سازمان یافت و در قرن چهاردهم هجری  این مکتب به عنوان کالای سیاسی ازنقطه ای به نقطه دیگر صادر می گردید.. تاریخچه و جریان شناسی این گروه نشان از توطئه هایی دارد که دولتهای استعمارگر بر علیه مسلمین طراحی کرده اند تا با ایجاد انشقاق و تفرقه بین امت اسلامی و تزریق ادبیات زور و بدون پشتوانه عقلی در اعتقادات اسلامی، راه را برای حاکمیت خویش بر جهان اسلام باز نموده و تئوری تفرقه بیانداز و حکومت کن را در جهان اسلام عملی کنند.  





ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو